ناشناخته
یادداشتی بر مستند "آفرینش"
سينماي مستند از آغاز تا كنون دريچهاي براي نگاه به زيباييهاي رمزآلود آفرينش بوده است و اگرچه زيبايي تنها به خاطر رمزآلود بودنش زيبا نيست اما ناشناختگي آن همچون هر ناشناختهي ديگري موجب كشش به درك و كشف و در پياش وجد و لذت وصف ناپذير است.
مستند آفرينش[1] محصول سال 2005 حاصل همكاري دوبارهي كلود نوريدساني[2] و ماري پرِِنو[3]است كه مستند موفق ميكروزومز را در سال 1996 با هم ساختند، مستندي كه به خاطر كلوز آپهاي شاخص از جانوران بركهها مشهور شده است. داستان آفرينش اين جا نه شبيه كتاب عهد عتيق است و نه ربطي به انواع ديدگاه مذهبي دارد اما به شكل واضحي هم در فرم و هم ديدگاه از هنر شرقي بهره برده است. به كارگيري داستانگويي ماليايي همچون سوتيگي كوياته[4] كه خود مدير هنري باله ولتا و هنرپيشهاي صاحب سبك بوده است و استفاده از موسيقي ريتميك آفريقايي در بعضي صحنهها شاهدي بر اين مدعاست. لانگ شاتهاي طولاني و ريتم كند هم شكلي از هنر شرقي را نمايش ميدهد. داستانگويي با زبان سادهي علمي اما شاعرانه و مطمئن كوياته مي خواهد از آفرينش حيات بگويد؛ اگر چه در ابتداي داستان اذعان مي كند كه چيز اندكي از آغاز مي داند و از انتها نيز هيچ نمي داند.
كوياته همچون خدا گونهاي دور از دسترس نمايش داده ميشود كه كاملا به فرضيه تكامل معتقد و وفادار است و كل داستان را در بيست و دوفصل روايت ميكند. اين فصلها كاملا منطبق بر آموزههاي تكامل است. حياتي كه از اتمهاي فشرده، سيارهي آتش را تشكيل مي دهد و در آخر با جاري شدن و بازگشت داستانگو به پايان ميرسد؛اگرچه اين داستانگوست كه داستان را در نمايي زيبا ترك مي كند و داستان همچنان باقي مي ماند.
جلوههاي جاري حيات ، حركت و تلاش موجودات از آغاز تا انتهاي فيلم با تصاوير بسيار درخشان نمايش داده مي شود؛ مثل زندگي جاري در رودها ، بركهها و رگها كه با لانگ شاتها و يا كلوز آپهاي دستچين شده ديده مي شود و كلوزآپ هايي بديع و استثنايي كه جانوراني را كه به زعم فيلم حد واسط انسانها و پلانكتونها هستند، نمايش ميدهد. فرمگرايي غالب اين مستند حتي با وجود گنجاندن داستان گوي آفريقايي كاملا واضح است و اين داستانگو با استفاده از نمادهاي آتش ، دود، آب و شير هم به ياري فرم مي آيد.
موسيقي اريجينال آهنگساز پركاري چون برونو كوله[5] كه بيش از ده جايزهي موسيقي براي انواع فيلم از سريالهاي تلويزيوني تا انيميشن در كارنامه دارد، نقطه قوت اين فيلم است كه بدون آن فيلم شايد ديده نشود. كوله كه براي فيلم همسرايان[6] نامزد جايزه شده است و براي انيميشن كورالين[7] جايزهي آني را برده است در آفرينش با استفاده از موسيقيهاي مناسب در بخشهاي مختلف فيلم از جمله موسيقي ريتميك آفريقايي، موسيقي كليسايي و.....در سكانس فراموش نشدني عنكبوتها و اسب هاي دريايي عاشق ، كار زيبايي ارائه مي دهد كه جايزه ستاره طلايي بهترين موسيقي فيلم را نصيب خود كرده است.
وحدت و تلاشي كه در حيات به كثرت مي انجامد و نقش عشق در تكوين اگرچه با نگاه نخست و رويكرد فيلم در نظر نمي آيد اما با ديدنهاي بيشتر جلوه ميكند و اين شايد شاهدي بر نوعي عرفان و هنر شرقي باشد كه در لايههاي زيرين فيلم و ايدئولوژي فيلمسازان آن و در وراي داستانگويي بسيار ساده قصهي تكامل نهفته است.
مستند آفرينش را بعضي دوست ندارند از جمله منتقد سينمايي يك سايت استراليايي[8] كه آن را كودكانه و با موسيقي نامناسب مي داند . شايد فرم و تصاوير فاخر و گزيده اين مستند با نمايش كليشهاي داستانگوي داناي پير، به شكلي تعارض ايجاد مي كند؛ دانايي كه خود به نادانياش اذعان دارد اما مطمئن و آرام است. درجه بندي اين فيلم جي است كه به زعم عده اي اين فيلم را كودكانه مي كند اما تصاوير گزيده و بسيار زيبا و جذاب جانوران اين مستند، جاندار و سرشار از حيات و انرژي است و هر مخاطبي را از هر گروه سني به وجد خواهد آورد.
موسيقي شادمانه آخر اين مستند و نمايش رقص برگها وفوجهاي كثير پرندگان و ماهيها از ديدني هاي شورانگيز اين مستند است كه باز مثل آغاز فيلم و حركت ياختههاي بيشمار صداي كودكان را بر بخشي از آن مي شنويم. نكته قابل تامل اين مستند شايد اين باشد كه مضمون مهم،آفرينش و حیات تکوین یافته است.
این مطلب در شماره ۱۰۸ فیلم نگارمنتشر شده است.
[1] Genesis
[2] Claude Noridsany
[3] Marie Perennou
[4] Sotigui Koyate
[5] Bruno Coulais
[6] The chorus
[7] coraline
[8] Urban Cinefile
سینما ....زبان قدر عصر ماست ..زبانی تفکر برانگیز و پویا که هر روز کامل تر و رساتر می شود . علاقه و نگاه من به سینما هم به این دلیل است. اين وبلاگ آرشيوي از ياد داشت هاي پراكنده سينمايي من است كه براي دسترسي خودم و سينما دوستان گرد آورده ام.